السيد محمد حسين الطهراني

69

معاد شناسى (فارسى)

اجمال داستان آنكه : چون غزوهء احد به پايان رسيد و حضرت رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم با همراهان خود به مدينه برگشتند و افراد زخم ديده در منزلهاى خود رفته براى استراحت و مداواى جراحات خود آماده شدند ، پيغمبر اكرم براى إرعاب مشركين و عظمت مسلمين كه مبادا كفّار گمان كنند كه ضعف و شكست مسلمانان را گرفته ، و شايد موقع را براى حمله به مدينهء منوّره و كشتن رسول خدا و اسارت مسلمانان مناسب ديده و به شهر مدينه بتازند ، دستور فرمود : تمام افرادى كه در غزوهء احد حضور پيدا كرده‌اند آمادهء بسيج شده و همگى ، مشركين را تعقيب كنند . أمير المؤمنين عليه السّلام كه در جنگ احد هشتاد زخم ديده و بسيارى از آنها زخمهاى كارى بوده و احتياج به درمان و گذاردن فتيله در لاى زخم بود و سراپايش را زخم و جراحت فرا گرفته بود ، نيز در منزل رفته و به درمان پرداخت كه ناگهان منادى رسول خدا در مدينه اعلام كرد و مجاهدين احد را به تعقيب مشركين دعوت نمود . مسلمانان با نهايت خستگى و فرسودگى كه از جنگ داشتند ، بىمحابا دعوت رسول خدا را لبّيك گفتند و آماده براى تعقيب كفّار شدند . داستان غزوهء حمراء الاسد و اعطاى ولايت رسول خدا براى أمير المؤمنين عليه السّلام رايت جنگ بست و بدست آن حضرت داد ، و خود با أمير المؤمنين و مسلمانان تا حَمراءُ الاسَد كه در هشت ميلى مدينه است پيش آمدند .